السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
481
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « قالَ هذا فِراقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْه صَبْراً » ) * . كلمه « هذا » اشاره است به گفته موسى ، يعنى اين حرف تو سبب فراق ميان من و تو شد . و يا به قول بعضى « 1 » اشاره به وقت است ، يعنى حالا ديگر وقت فراق ميان من و تو رسيد . و ممكن است اشاره به خود فراق باشد ، يعنى اين فراق ميان من و تو است كه فرا رسيد . كانه فراق ، امرى غايب بوده حالا يعنى به محض گفتن موسى « كه خوب است مزدى بگيرى » فرا رسيده است . و اگر گفت : « فراق بين من و بين تو » و نفرمود : « فراق بين ما » به خاطر تاكيد بوده . و اگر خضر اين حرف را بعد از سؤال سوم موسى گفت و جلوتر نگفت براى اين بوده كه در آن دو نوبت موسى ( ع ) يا عذرخواهى مىكرده هم چنان كه در نوبت اول چنين كرده و يا از او مهلت مىخواسته هم چنان كه در نوبت دوم چنين كرد . خود موسى خضر را براى نوبت سوم معذور داشت و گفت بعد از سؤال دوم اگر بار سوم از چيزى پرسيدم ديگر با من مصاحبت مكن . بقيه جملات آيه روشن است . * ( « أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ . . . » ) * . از اين جمله شروع كرده به تفصيل آن وعده اى كه اجمالا داده و گفته بود به زودى تو را خبر مىدهم . جمله « ان اعيبها » يعنى آن را معيوب كنم . و همين خود قرينه است بر اينكه مقصود از * ( « كُلَّ سَفِينَةٍ » ) * هر سفينه سالم و غير معيوب بوده است . * ( « وَكانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ » ) * - كلمه « وراء » به معناى پشت سر است ، و ظرفى است در مقابل ظرفى ديگر كه همان روبروى آدمى است كه به آن « قدام » و « امام » مىگويند ، و ليكن گاهى كلمه « وراء » بر جوى كه در آن جو دشمنى خود را پنهان كرده و آدمى از آن غافل باشد اطلاق مىشود ، هر چند كه پشت سر نباشد ، بلكه روبرو باشد . و نيز بر جهتى كه در آن چيزى باشد كه آدمى از آن روگردان است و يا در آن چيزى باشد كه آدمى را از غير خودش به خودش مشغول مىكند ، هر چند كه پشت سر نباشد . كانه آدمى روى خود را از آن چيز به طرف خلاف آن برمىگرداند ، هم چنان كه خداى تعالى هر سه معنا را استعمال كرده و فرموده : « فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ » « 2 » و نيز فرموده :
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 487 . ( 2 ) هر كس ما وراء اين راى بخواهد چنين كسانى تجاوزكارانند . سوره مؤمنون . آيه 7 .